وقتی میدیدمت يه چيزی تو دلم هری پايين میریخت مثه ريختن برفای جمع شده روی شاخه‌های بيد مجنون پير تو حياط،اونوقت انتظار داری فراموشت کنم؟

پسندیده شده توسط