پروین اعتصامی » دیوان اشعار » مثنویات، تمثیلات و مقطعات کاهلی در گوشه‌ای افتاد سست خسته و رنجور، اما تندرست عنکبوتی دید بر در، گرم کار گوشه گیر از سرد و گرم روزگار دوک همت را به کار انداخته جز ره سعی و عمل نشناخته پشت در افتاده، اما پیش بین از برای صید، دائم در کمین رشته‌ها رشتی ز مو باریکتر زیر و بالا، دورتر، نزدیکتر پرده می ویخت پیدا و نهان ریسمان می تافت از آب دهان درس ها می داد بی نطق و کلام فکرها می‌پخت با نخ های خام