گروه رو برای کسانی هست که حق ب گردن ما دارن وهمه ما عاشقانه دوسشون داریم

رتبه گروه

رتبه بر اساس تعداد ارسال : 16

رتبه بر اساس تعداد کاربران : 13

کاربران فعال گروه

تعداد پست ها هر یک ساعت بروز می شود

کاربران گروه

نمایش همه

آخرین بازدیدکنندگان

مدیران گروه

برچسب‌های کاربری

شهدا وجانبازان و رزمندگان

گروه عمومی · 205 کاربر · 589 پست

ارسالهای شهدا وجانبازان و رزمندگان

الهه ی شب
الهه ی شب
شهید آوینی:

همین الان اگر ملک الموت سر رسد!
و تو را به عالــم باقی فراخواند؛
هر چنــد با شهــادت ، آماده ای؟!

شهادت به آسمان رفتن نیست
به خود آمدن است.
photo_2013-01-05_14-14-36.jpg
الهه ی شب
الهه ی شب
ماسینه زدیم،بی صداباریدند
ازهرچه که دم زدیم،آنهادیدند

مامدعیان صف اول بودیم
ازآخرمجلس شهداءراچیدند.

شهدا_گاهی_نگاهی
photo_2013-01-05_14-04-49.jpg
تیپ زینبی زده ام...
تیپ زینبی زده ام...
نظر لطفا{-35-}{-35-}{-35-}{-35-}{-35-} ادامه مطلب در دیدگاه.
index.jpg
الهه ی شب
الهه ی شب
هردو گم کرده ای دارید..
شهیـــــد پلاکش را..
و
تو هویتـــــت را..

اینجاست که میگویند..
عڪس شهـــــدا را میبینیم..
ولـــــے
عڪــس شهدا عمل میکنیم..
photo_2012-12-28_17-07-57.jpg
zahra
zahra
يادداشت كوتاه ميثم مطيعی درباره حوادث امروز تهران:

یک سوال:
آن روز كه در مناظرات و ميتينگ‌هاي انتخاباتی، اقتدار نهادهای امنيتی كشور، سپاه و نيروی قدس، مدافعان حرم و موشك و... هدف واقع شد و با بی‌انصافي زير سوال رفت، برخی كف زدند و هورا كشيدند...
فكر امروز را می‌كردند؟!

۹۶/۳/۱۷
IMG_20170608_122135.jpg
1
shi'a muslim
shi'a muslim
پس از حذف درس شهيد فهميده، بيت «در هر كجايت، خون شهيدان، پيوسته جاری‌ست، ای خاک ايران» نيز از كتاب فارسی دوم دبستان حذف شد!
IMG_20170527_053632.jpg
shi'a muslim
shi'a muslim
نگذارید دفاع مقدس فراموش شود هشدار رهبر انقلاب نسبت به حذف فرهنگ جهاد و شهادت از منابع درسی رهبر انقلاب عصر امروز در مراسم شب خاطره دفاع مقدس: نگذارید این حادثه‌ی معجزه‌نشان دفاع مقدس فراموش شود؛ کسانی برای ضعیف کردن این حقیقت در واقعیت زندگی و ذهن ما انگیزه دارند؛ همان کسانی که برای کشورهای اسلامی برنامه‌ریزی می‌کنند و به آن‌ها ابلاغ می‌کنند و آن‌ها هم قبول می‌کنند که مسئله‌ی جهاد و شهادت را از مجموعه‌ی کتاب‌های معارف دینی و مدارس و دانشگاه حذف کنند؛ این ابلاغ شده است؛ گفته‌اند مسئله‌ی جهاد و شهادت را حذف کنید و آن‌ها هم قبول کرده و حذف کرده‌اند. همان انگیزه‌ها در داخل استمرار پیدا می‌کند و به شکل برخی خرده سیاست‌های فرهنگی دیده می‌شود. نباید غفلت کرد. جنگ و دفاع مقدس و شهادت را زنده نگه دارید. ۹۶/۳/۳ #سند۲۰۳۰ /> #سندخیانت #کاپیتولاسیون_فرهنگی
thumb_HamMihan-2017278329216869711495520785.6475.jpg
shi'a muslim
shi'a muslim
ر هبر معظم انقلاب: جمهوری اسلامی ایران تسلیم سندهایی مانند 2030 یونسکو نخواهد شد. به‌چه‌مناسبت یک مجموعه به‌اصطلاح بین‌المللی که قطعاً تحت نفوذ قدرت‌های دنیاست این حق را داشته باشد که برای ملت‌های دنیا تکلیف مشخص کند؟ اصل کار غلط است اینکه سندی را امضا کنیم و بعد بیاییم بی‌سروصدا آن را اجرا کنیم، نخیر، #مطلقا_مجاز_نیست. /> #سندخیانت #کاپیتولاسیون_فرهنگی
IMG_20170524_122924.jpg
الهه ی شب
الهه ی شب
{-35-}مزار شهدا{-35-}......دیدگاه لطفا.
shi'a muslim
shi'a muslim
سوم خرداد، همان ساعت اولی که رزمندگان ما #خرمشهر را گرفته بودند، مرحوم #شهید_صیاد_شیرازی به من تلفن کرد - بنده آن وقت رئیس جمهور بودم - و گزارش اوضاع جبهه را می‌داد. می‌گفت الان هزاران سرباز و افسر عراقی صف بسته‌اند، برای این‌که بیایند ما دستهایشان را ببندیم و اسیر شوند! قدرت معنوی یک ملت این است. فقط خرمشهر نیست - خرمشهر یک نماد است - کربلای ۵ ما هم همین‌طور بود؛ والفجر ۸ ما هم همین‌طور بود؛ فتوحات فراوان دیگر ما هم همین‌طور بود؛ عملیات خیبر و بدر و مجموعه‌ی هشت سال دفاع مقدس ما هم همین‌طور بود. البته ناکامی و شکست هم داشتیم و شهید هم دادیم؛ میدان مبارزه است. ۱۳۸۴/۳/۳ رهبر انقلاب
17065.jpg
shi'a muslim
shi'a muslim
جوانان ما خرّمشهر را پس گرفته بودند، اوایل #ریاست_جمهوری بنده بود. یک هیأت جهانی به ایران آمد و رئیس آن به من گفت: امروز در دنیا وضع شما با یک سال پیش، از زمین تا آسمان تفاوت کرده است... او راست میگفت. دنیا باور نمی‌کرد جوانان ما، بسیجیان ما، سپاه نورسِ ما و ارتش ضربه دیده ما بتوانند خرّمشهر را با آن همه استحکاماتی که دشمن و پشتیبانانش درست کرده بودند، پس بگیرند. این کار را جوانان ما کردند؛ آن‌هم نه با تجهیزات پیشرفته و نه با پشتیبانی های اطّلاعاتی؛ بلکه با قدرت اراده و فکر و هوشمندی و با جوانی کارساز. ۸۲/۰۶/۲۶
khorramshahr-13-n.jpg
الهه ی شب
الهه ی شب
مهدی، مهدی، یاسر بگوشی؟ مهدی جان به گوشم. یاسر جان به بچه ها بگو :خط به خطی که تو فضای مجازی می نویسن رو همه شهدا می بینن! !" و لا تحسبن الذین قتلوا في سبيل الله امواتا بل احیاعندربهم یرزقون"
photo_2012-10-29_17-46-27.jpg
1
الهه ی شب
الهه ی شب
تا اسم مدال میاد، همه مابه فکر مدال طلا می افتیم. همیشه مدالها جنسش از طلا نیست ، بعضی وقتها از جنس خون جگر است و داغ دل! قهرمان حسنعلی ضرغامپور، پدر ۵ شهید.
photo_2012-10-29_17-34-19.jpg
الهه ی شب
الهه ی شب
تو که ویلادارےسمت دماوند، توکه طے شده عمرت تو دربند ،توکه همش سرت تو حسابه، بیا قیمت بده بگو قیمت جون این جوان چند؟
photo_2012-10-29_17-22-59.jpg
الهه ی شب
الهه ی شب
گناه میڪنم و اسمش را میگـذارم جـوانے!!!!!! میترسمـ به جـوانے عده اے بر بخورد.
photo_2012-10-29_17-12-57.jpg
shi'a muslim
shi'a muslim
#عکس_نوشت
photo_2017-05-15_19-22-04.jpg
shi'a muslim
shi'a muslim
آقای اسداللهی ظهر روز شهادتش با همسرش تماس می گیرد اما همسرش نمی تواند تماسش را پاسخ بدهد. بعد از این تماس هم راهی عملیات می شود. حالا این تماس جواب نداده،یک حسرت بزرگ را توی دلش گذاشته است: « کاش زمانی که تلفن آخرش را زد می توانستم جواب بدهم. شاید دلیل اینکه نشد جواب بدهم این بود که به واسطه من دلش اینجا می ماند و نمی توانست دل بکند. همه این ها نشانه است. اینکه خبر شهادتش را در سالگرد عقد به من می دهند. نشانه است یعنی من در همان تاریخ دارم زندگی جدیدی را شروع می کنم. مادرم حتی به من گفت که کم کم لباس های حمید آقا را جابه جا کن. گفتم برای چی این کار را بکن؟. گفتم جا دارم می خواهم زندگی کنم چیزی از من کم نشده است. هرکسی هم می آید می گویم امیدوارم انرژی و ایمانی که دارم همچنان ادامه داشته باشد. افکار و اعتقادات همسرم خیلی زیباتر و وسیع تر از این بود که با زیرخاک رفتن تمام شود. من باید این افکار ها را حفظ کنم تا بتوانم حمیدهای دیگری تربیت کنم.» #شهید_مدافع_حریم_انقلاب_اسلامی_حمید_رضا_اسداللهی
photo_2017-02-12_11-06-27.jpg
shi'a muslim
shi'a muslim
خبر شهادت شهید اسداللهی درست در تاریخ عقدشان به همسرش می رسد و حالا خانم غلامزاده همه این ها را نشانه هایی برای یک زندگی جدید می داند و معتقد است حالا فصل جدیدی از زندگی را باهمسرش شروع کرده است درست در همان تاریخ: « یک وقت هایی آدمها نشانه ها را می بینند. وقتی خبر شهادت حمید آقا را آوردند من آمدم خانه تا لباسم را عوض کنم. اول مانتوی سرمه ای رنگی برداشتم و بپوشم. خواهرم گفت که مشکی بپوشم. گفتم حمیدآقا دوست نداشت به جز برای اهل بیت مشکی بپوشیم. گفتند به خاطر عرف بپوش و من هم پوشیدم. فردایش دوستم آمد خانه و گفت خواب حمیدآقا را دیده و به او گفته که به حمیده بگویید مشکی نپوشد. محمد هم ناراحت می شود. دو روز پیش بهشت زهرا رفتم و تا ساعت ده و نیم آنجا بودم. وقتی برگشتم خانه دوباره دلم گرفت و خواستم دوباره بروم که برادر شوهرم گفت من می رسانم. توی دلم به حمید آقا گفتم اگر بدت نمی آید بیایم آنجا و یک ناهاری بخورم خودت یک کاری کن. دقیقا همان لحظه دوستم با یک ظرف غذا، آن هم غذایی که همسرم دوست داشت آمد و گفت خواب دیدم حمیدآقا به تو غذا می دهد. گفتم برایت غذا بیاورم. حسابی خوشحال شدم. {-35-}دیدگاه
photo_2017-05-11_15-37-50.jpg
shi'a muslim
shi'a muslim
صدای احمد که می آید دوباره اعتراض می کنم دوباره بهانه اش می کنم برای اینکه یک خانم ۲۸ ساله قرار است بدون همسرش با دوتا بچه کوچک چه کار کند؟ « یکبار نگفتی حالا که فعالیت هایت این شکلی است. حالا که می روی تا دم تیرو بر می گردی حالا که می روی روبروی یکی از خبیث ترین و وحشی ترین های عالم می ایستی بچه دوم برای چیست؟» خانم غلامزاده می خندد: « سیر زندگی آدمها، زمان هایی دارد که می بینی عزیز زندگی ات چقدر عزیز تر از قبل است. در یک سال و نیم آخر زندگی ما هم اینطور بود. واقعا نمی توانستم تصوری بهتر و زیباتر از این برای زندگی ام بکنم. حالا که فکر می کنم هیچ چیز زیباتر از این نبود که همسرم را اینطوری ازدست بدهم با شهادت. من خوشحال بودم که از همسرم بچه دارم. گاهی می گویم کاش بچه های بیشتری ازش داشتم. بچه های من پدر و حتی بهتر از پدر دارند. کسی که همسرم من را به او سپرده خیلی مهربان تر از خودش است. من ایمان دارم هوایمان را دارد. وجود بچه هایم یک فرصت است. آنقدر خوشحالم که پسر دارم. این امید دارم که دو حمید دیگر تربیت کنم. همسرم همه چیزم بود. من همه چیزم را از دست دادم. {-35-}دیدگاه
photo_2017-05-10_21-05-23.jpg
shi'a muslim
shi'a muslim
خوشحالم حرف دیگران را در سفر آخرمان گوش ندادم انگار تمام گذشته مثل فیلم از ذهن بقیه می گذرد. همه دورهم می نشینیم از همسر، مادر، مادرزن، خواهر زن و همه از حاج حمید خاطره می گویند. خاطره هایی که گاهی به خنده هم می افتیم مادر دوباره شروع می کند: « از بچگی اهل نماز و مسجد بود. در مسابقات قرائت قرآن و اذان هم شرکت می کرد. موذن مسجد محله ما یک پیرمرد بود. وقت اذان که می شد حمید می دوید که به مسجد برسد تا اذان بگوید. می گفت اگر دیر برسم پیرمرده اذان می گوید. (خنده)» حالا همه، خاطراتشان از شوخی های شهید را مرور می کنند خواهر خانم غلامزاده می گوید: « یک بار با یک کیک کوچک به خانه ما آمدند من پرسیدم مگر تولد است کیک برای چیست؟ حمید آقا گفت من هربار مادرزنم را می بینم دوباره متولد می شوم و این کیک تولد امروزم است. حتی یک بار هم مکه بود که تولد همسرش شده بود. به من زنگ زد و گفت که امروز تولد حمیده است. بی زحمت از طرف من یک دسته گل بگیرید برایش ببرید تا خودم برسم. من هم یک دست گل خریدم و در یکی از کمدهای خانه گذاشتم. حمیدآقا هم زنگ زد و از پشت تلفن صحبت کرد تا اینکه خواهرم دسته گل را دید.»دیدگاه
photo_2016-04-21_10-03-42.jpg