650.25

مشخصات

موارد دیگر
شبنم
131 پست
7 دنبال کننده
7 دنبال شده
کاربر نیمه فعال
زن
1343/02/02
ايران
1396/02/03
1397/04/23
40 بازدید

آخرین آنلاین ها

دعوت شدگان توسط این کاربر
تا کنون 0 کاربر توسط
شبنم
به شبکه فیس پلاک دعوت شده اند.
راه های دعوت :
ارسال دعوتنامه پیشنهاد با لینک شخصی

تبلیغات

شبنم
شبنم
مدیریت زندگی باید معجونی باشد. زندگی اگر معجونی نباشد، سبب خستگی، کسالت، افسردگی، چرت‌زدن‌های ممتد، خماری، کم‌حوصلگی، عجولی و خنگی و خرفتی در فهم می‌شود و انگیزهٔ کار را از فرد می‌گیرد و فرد را به بی‌هدفی، پوچی، وازدگی و سستی سوق می‌دهد. از سوی دیگر، ناسوت و پدیده‌های بدخواه جبههٔ باطل، مانند امواجی هر فردی را مورد حمله قرار می‌دهند و چنین فردی چه زود و راحت، اسیر آن می‌شود. وی چنان اسیر و دربند می‌گردد که حتی در این مسیر، شُست و شوی مغزی داده می‌شود و این اسارت را مسیر درست خود می‌بیند؛ به گونه‌ای که دیگر برای پرداختن به درستی‌های جبههٔحق، وقت ندارد و تنها پرداختن به کار و شغل خود را اهتمام می‌نماید.
شبنم
شبنم
مهم‌ترین تفاوت عالمان دینی با دانشمندان دیگر رشته‌ها، در همیننکته است که آنان به تمام نیازهای جسمی، نفسانی، قلبی و روحی خود پاسخ می‌دهند، اما دانشمندان دیگر، تنها به یک بُعد، می‌پردازند. رشدهای تک‌بعدی و محدود، نیازهای دل را پاسخگو نیست و گاه دل را لانهٔ شیطان و پر از خباثت می‌سازد. غرور، تکبر، خودبرتربینی، خودشیفتگی، ایجاد اذیت و مزاحمت برای دیگران، پرحرفی، بداندیشی، سوء فهم و نداشتن ذهن صافی و ابتلای ذهن به آشغال‌های فراوانی که در لابه‌لای گزاره‌های علمی جاسازی شده است، از ابتلاءات این نوع زندگی‌هاست. در زندگی‌های محدود به امور مادی یا علمی (که البته علم نیز بیش‌تر در خدمت ثروت و امکانات مادی درمی‌آید) و تک‌بعدی، کار و تلاش فراوانی صورت می‌گیرد، اما برکت از آن رخت بربسته است و فرد بسیار می‌دود و کم‌تر می‌رسد و هشتِ وی در همه جا گروی نُه اوست.
شبنم
شبنم
کسی که فقط در یک بُعد از زندگی ـ مانند نیازهای مادی یا علمی ـ تلاش دارد و به دیگر ابعاد زندگی، به‌ویژه نیازهای عاطفی، نفسانی و روحی خود نمی‌پردازد، چنین نیست که در همان ناحیه رشدی سالم داشته باشد؛ بلکه ترکیبی بودن نیازهای انسان و این‌که این نیازها لازم است با هم تأمین شود تامؤثر گردد، به همان بُعد نیز آسیب می‌رساند، که کم‌ترین آفت آن، راضی نبودن از تلاش خود و ناخرسندی از زندگی یا حق‌تعالی و ناسازگاری با محیط و اطرافیان می‌باشد؛ زیرا خوراک مورد نیاز انسان، خوراکی ترکیبی است نه ساده، و هرچه ترکیب‌های آن کم‌تر شود، این غذا به مذاق نفس و روح ناخوشایندتر می‌باشد. قداست زندگی با حفظ این ترکیب و تنوع به دست می‌آید.
شبنم
شبنم
توفیق به معنای وفق شدن و هماهنگ شدنِ امور فراوان و لازم، وشتاب گرفتن آن‌ها برای تحقق امری در کم‌ترین زمان ممکن می‌باشد. توجه به حق‌تعالی در شکل‌های متنوعی که دارد، اسباب توفیق، امید به زندگی و رضایت از زندگی را فراهم می‌آورد. از شگردهای عالمان ربانی این است که بسیاری از امور را با هم و در کنار هم دارند. آنان در کتابخانهٔ خود، هم کتاب دارند و هم سجاده و نماز و دعا و ذکر و صلوات و توسل و هم وسایل ورزشی مانند تردمیل و هم تلویزیون و رسانه‌های ارتباطی جدید و هم نشاط‌افزاهایی هم‌چون عطر، گلاب و زعفران و از هریک از این امور، به اندازه و به تناسب خود استفاده می‌کنند؛ چنان‌که پیامبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله از دنیا، نماز، عطر و زن را برگزیدند.
شبنم
شبنم
اگر گونه‌های بندگی حق‌تعالی ـ مانند نماز، دستگیری از بندگان، انفاق مالی به آن‌ها، استقبال از بلایا، نازکشی از حق‌تعالی و پدیده‌های او در قالب مرحمت و مهربانی به آن‌ها ـ در کنار تفریحات سالمِ زندگی و دید و بازدیدها باشد، نه تنها کردارهای عبادی مانند نماز، بلکه حتی تفریحات و استفاده از سرگرمی‌هایی هم‌چون تلویزیون و دیگر رسانه‌ها، به نفس آدمی صفا و جلا می‌دهد و به آن رونق بندگی و سرزندگی می‌بخشد؛ به این صورت که همان دقایقی که به صفحهٔ تلویزیون نگاه می‌شود، از آن نکتهٔ تازه و درستی یاد می‌گیرد که عمل به آن، به زندگی وی شتابی درست می‌بخشد. در عالم صفا، گاه مشاهدهٔ یک فیلم، عِلمی تازه را به ذهن فرد وارد می‌آورد و راهنمای او برای گذر از یک مسیر صعب و انتخاب درست می‌شود. در برابر، کسی که تنوع در زندگی ندارد و از امور معنوی بهره نمی‌برد، از برکت در زندگی و توفیق محروم می‌شود. او ممکن است ساعت‌ها در برابر تلویزیون بنشیند، بدون آن‌که نکته‌ای تازه و راهنما از آن بیاید؛ بلکه گاه او را به نکبت و شرّی برانگیخته می‌سازد یا خواب و بیداری او را مختل می‌سازد یا رؤیاهای وی را نامیمون می‌کند.
شبنم
شبنم
سلام خوبین؟ [فایل]
1 دیدگاه · لینک
شبنم
شبنم
اگر ذکر حمدی و ذکر غفرانی با هم استفاده شود، سبب رشد سالم می‌شود و ذکرپرداز، خود را ظهور خداوند می‌یابد. ذکرهای حقی و عبدی نباید بر هم غلبه پیدا کنند؛ زیرا مصرف بیش از اندازهٔ یکی، حیث دیگر را تخریب و فاسد می‌کند. ترکیب این دو گروه از ذکر را باید در تمامی شبانه‌روز و در نماز و غیر آن داشت. گفتن ذکر، ثناگویی و تمجید حق‌تعالی می‌باشد. کسی‌که ذکر می‌گوید، از خداوند به نیکویی یاد می‌کند و به ستایش او می‌نشیند. کسانی‌که نمی‌توانند محاسن و کمالات دیگران را بر زبان آورند، افرادی مغرور، خودبین و گمراه می‌باشند. حتی مشاهدهٔ خوبی‌ها و کمالات دیگران، ذکر است؛ زیرا ذکر فراتر از ذکر لفظی است و شامل ذکرهای تعقلی و رؤیتی نیز می‌شود. در مشاهدهٔ دیگران، باید رؤیت جهت حقی آنان را ـ که سرشار از کمالات است ـ داشت و در توجه به خود، باید جهت خَلقی خود را از دست نداد. ذکرهای لفظی، تعقلی و رؤیتی حقی، نباید مانع از ذکرهای خلقی شود و فرد را نسبت به آن به غفلت دچار کند و باید توان مشاهدهٔ ظهورهای الهی را ـ که تمامی نازلهٔ پروردگار می‌باشند ـ داشت.
شبنم
شبنم
ذکر باید هر دو حیث حقی و خلقی را با هم داشته باشد تا تعادل ذکرپرداز از دست نرود. کسی که فقط از ذکرهای حقی و بسیار سنگین استفاده می‌کند، خود را عظیم و بزرگ می‌بیند و از کاستی‌ها و کژی‌های خلقی خویش غفلت می‌کند. بنابراین، آنان‌که از اذکاری چون «اللّه» و دیگر اسمای الهی و از تهلیل یا تحمید استفاده می‌کنند، باید در کنار آن تسبیح یا استغفار را بیاورند. تمامی ذکرهای حقی و خلقی به این دو ذکر (تحمید و استغفار) بازمی‌گردد. به هر روی، بر اساس دو چهره‌ای که انسان دارد، لازم است دو دسته ذکر ربوبی و عبدی را داشته باشد. اصل در اذکار 1- اسراء / 72. ربوبی، حمد و اصل در اذکار خلقی، استغفار می‌باشد. اگر تعادل و تناسب میان این دو گروه ذکر، رعایت نشود، و این دو دسته به صورت ترکیبی و معجونی آورده نشود، یا فرد درحالی‌که ذکر می‌گوید و چهرهٔ ایمانی دارد، به ادعای خدایی و استکبار و تفرعن مبتلا می‌شود و یا مفلوکی می‌گردد که عُرضهٔ انجام هیچ کاری را در خود نمی‌بیند.
شبنم
شبنم
اساتید کارآزموده، برای عرفان یا دانش ذکردرمانی، تنها کسانی را از میان محبان برمی‌گزینند که ناسوت آنان کامل باشد. سعادت آخرت نیز معلول سلامت دنیاست و کسی که دنیا ندارد، آخرت نیزنخواهد داشت؛ چنان‌که قرآن کریم، تنها یک وصف دنیایی را آورده و فرموده است: «وَمَنْ کانَ فِی هَذِهِ أَعْمَی فَهُوَ فِی الاْآَخِرَةِ أَعْمَی وَأَضَلُّ سَبِیلاً»(1). ـ و هر که در این (دنیا) کور(دل) باشد، در آخرت (هم) کور(دل) و گمراه‌تر خواهد بود. می‌شود به جای این صفت، صفات دیگر گذاشت و گفت: کسی‌که در دنیا سلامت ندارد یا ضعیف است، در آخرت نیز سلامت نخواهد داشت و ضعیف خواهد بود، یا کسی که در دنیا احمق و جاهل می‌باشد، در آخرت نیز چنین خواهد بود، یا کسی که در دنیا مؤمن یا متشخص و آبرومند می‌باشد، در آخرت نیز مؤمن، متشخص و آبرومند خواهد بود. آخرت را باید از همین دنیا شروع کرد.
شبنم
شبنم
کسی که این ترتیب و تناسب را رعایت نکند و تنها یک جهت را برخود غلبه دهد، به گمراهی دچار می‌شود. برای مثال، استفادهٔ یک‌سویه از ذکرهای حقی، بنده را به غرور و استکبار و توهم خدایی بودن مبتلا می‌سازد و او را به تفرعن و سرکشی می‌کشاند و حتی فرد به جایی می‌رسد که گاه ادعای خدایی می‌کند و خود را نه نمایندهٔ «اللّه»، بلکه خود «اللّه» می‌پندارد. چنین کسی گاه می‌شود که به‌راحتی و بدون هیچ‌گونه اِبایی، در برابر اولیای حق می‌ایستد و جبهه می‌گیرد؛ بدون آن‌که بپذیرد در حال ارتکاب معصیت و اشتباه می‌باشد. هم‌چنین استفادهٔ یک‌سویه از ذکرهای خلقی ـ مانند استغفار ـ فرد را به سستی و ضعف می‌کشاند و قدرت انجام کارها را از او می‌گیرد و وی را منفعل و درمانده می‌گرداند. در ترتیب میان ذکرهای حقی و خلقی، باید ذکرهای خلقی را بر ذکرهای حقی پیش انداخت. پیش انداختن اذکار خلقی از اذکار حقی، از آن روست که تا کسی ناسوت خود را آباد نکند و زیر پای خویش را محکم نسازد تا فرودگاهی محکم برای برخاستن و نشستن داشته باشد، نمی‌تواند به عالم ماورا بر شود. تا ناسوتِ کسی کامل نبادش، وی به هیچ‌وجه استعداد و توانایی بر شدن به ملکوت
1 دیدگاه · لینک
شبنم
شبنم
برخی از اذکار نیز ترکیب میان جهت حقی و خلقی می‌باشد و هر دو حیث را بیان می‌دارد. ذکر «ستار العیوب» از این قسم می‌باشد. برای یافتن توان ذکر مستجاب، باید به مداومت بر اذکاری خاص ـ آن هم با ترتیب و ترتبی که دارد ـ اقدام کرد. رعایت ترتیب میان ذکرها و ایجاد تناسب میان ذکرهای حقی و خلقی، بسیار مهم است؛ به‌گونه‌ای که مراعات نکردن آن، ذکر را بی‌اثر می‌سازد. ذکرهای حقی و خلقی را باید به ترتیب و به تناسب، با هم آورد. برای نمونه، بعد از ذکر صلوات، ذکر استغفار ـ که ذکری خلقی است ـ با ذکر تحمید، که ذکری حقی است، آورده می‌شود. ترتیب میان اذکار، در بیش‌تر کتاب‌ها رعایت نشده است. برای نمونه، مرحوم کلینی در کتاب کافی، چیدمان اذکار را عالمانه نیاورده است. وی ذکر تحمید را بر استغفار پیش انداخته است. کسی می‌تواند حمد حق‌تعالی داشته باشد که نخست خود را بشناسد. کسی که با جهل به خویشتن خویش، به غرور آلوده است، نمی‌تواند خداوند را بشناسد و خود (هوای نفس خویش) را خدای خود قرار می‌دهد. نهاد کسی خدا را می‌طلبد که به‌خوبی باطن و حقیقت ظهوری خویش را بشناسد.
شبنم
شبنم
ذکرهای حقی، ذکرهایی است که برای سیر و سلوک و ارتقای معنوی مناسب است. در این ذکرها، نفْس حضوری ندارد. تهلیل، تحمید، تکبیر و تسبیح، عاری از هرگونه حضور نفس می‌باشد. شاکلهٔ سلوک معنوی، با این ذکرها محقق می‌شود. ذکرهای حقی برای حرفه‌ای‌های سلوک می‌باشد. ذکرهای حقی، به سالک حرکت می‌دهد؛ آن هم حرکت حرفه‌ای. حرفه‌ای‌های سلوک، ذکرهای حقی را در خلوت، وحدت، تنهایی و در شب، آن هم در زیر آسمان، می‌آورند. گاه آنان در پنج‌دقیقه، با ذکر خود، انفجاری اتمی در باطن خود ایجاد می‌کنند. چنین انفجاری سبب می‌شود تَلاشی و فنا به او دست دهد. بستن طلسم‌ها یا شکستن آن‌ها نیز در باطن فرد، ریزش‌های سنگینی دارد؛ به‌گونه‌ای که گاه با بستن یک طلسم، چنان فشار مضاعفی به وی وارد می‌شود که عمر او را می‌کاهد؛ چرا که وی وزنه‌ای بسیار سنگین را بلند کرده است. ذکر قرآنی «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیم» و ذکر تهلیل و تحمید، از ذکرهای حقی، و ذکر صلوات ـ که ذکری ولایی می‌باشد ـ و نیز ذکر تسبیح و استغفار، از اذکار خلقی است.
شبنم
شبنم
ذکرهای حقی و خَلقی ذکرها به‌طور کلی بر دو قسم ذکرهای حقی و ذکرهای خَلقی می‌باشد. ذکرهای حقی به گونه‌ای، کمالی از حق‌تعالی را بیان می‌دارد و به جمال آن حضرت ناظر است؛ بدون آن‌که بنده در آن‌ها نقش فاعلی داشته باشد. این ذکرها ایجابی و صعودی می‌باشد. ذکرهای خلَقی، بیان‌گر کاستی‌های بنده و منزه دانستن و ستایش پروردگار و از سنخ ذکرهای سلبی و ناظر به ظهور و بروز خَلق و بنده و نزول وی می‌باشد. در ذکرهای خَلقی، نفس با قدرت تمام حضور دارد. این ذکرها به تمامی نفسی است. حضور نفس در این ذکرها، آن‌ها را محدود و نیز ناسوتی نموده است. ذکرهای نفسی برای کسانی مناسب است که در پی سیر و سلوک و وصول به حق‌تعالی نمی‌باشند و تنها می‌خواهند بندهٔ مؤمن و خوب خدا باشند و با پرهیز از گناهان و محرّمات، از دنیا نیز بهرهٔ خود را داشته باشند. برای مثال، کسی که ذکر استغفار را بارها تکرار می‌کند، بر دوری از گناه توانمند می‌شود و توفیق آن را تا حدودی می‌یابد؛ گرچه گفتن ذکر نفسی، مانع تمامی بازی‌های نفس نمی‌باشد.
شبنم
شبنم
ذکر انشایی، موضوع اصلی این کتاب می‌باشد و هرجا از آوردن ذکر سخن گفته می‌شود، مراد، ذکر انشایی و ایجاد آن با تمامی شرایط لازم ظاهری و باطنی است. این ذکر انشایی است که اثرگذار است و می‌تواند فردی را از تمامی تعینات برهاند و به مقام ذات وصول دهد یا به عوالم ربوبی بر دهد یا همسری شیرین و اهل محبت را به او ارزانی دارد یا برکت و رونق به مال او بخشد و آن را نعمت نماید و نقمت‌ها را از او دور سازد؛ یا به‌عکس، عزیزی را از او بگیرد یا آتش بر منزل وی وارد آورد یا او را در معرض تجاوز ناموسی قرار دهد یا تصادفی مرگبار برای وی رقم زند. ذکر اگر انشایی باشد، یا منفعت دارد و یا ضرری را دفع می‌کند و یا خود زیان‌آور و مُضِرّ می‌گردد. ذکر انشایی، نیازمند داشتن مربی، علم و آگاهی است. موضوع دانش «ذکردرمانی»، ذکرهای انشایی است، نه اِخباری. این ذکر انشایی است که نیازمند ویزیت، طبیب و نسخه است؛ اما ذکر اخباری با توجه به آن‌چه در منابع نقلی آمده است، قابل استفاده برای تمامی اشخاص در هر سنی می‌باشد. ذکر انشایی اگر به‌درستی آورده شود، برای نتیجه‌بخشی، علیتِ تام دارد و مورد تخلف قرار نمی‌گیرد؛ ولی ذکر اخباری، تنها ن
1 دیدگاه · لینک
شبنم
شبنم
قصد اِخبار ذکر، حالت گزارشگری دارد و نسخهٔ برداشتن از واقعه‌ای است که دیگری آن را پدید آورده است؛ بدون آن‌که نفس فرد در تولید آن، دخالتی داشته باشد. اما انشا، به معنای ایجاد کردن است و فرد با ساحتی متناسب از نفس تا روح، در تولید آن دخالت دارد و ساخت و پرداخت آن، به تمامی در دست وی می‌باشد. گاه کسی ذکری را اخبار می‌کند و آن‌چه را یکی از اولیای دین بر زبان آورده است، به تقلید از وی، در خود گزارش می‌کند؛ چنین ذکری جهت اِخباری دارد. اثر ذکر اِخباری، بیش‌تر وصول به ثواب قرائت آن است و بیش از قرائت و توجه به لایه‌های سطحی نفس و به امور باطنی نزدیک به آن، خاصیتی ندارد. اما ذکر انشایی، تولید یک ذکر با موقعیت‌های خاص و کلاف درهم‌تنیدهٔ میان اجزای ظاهری و باطنی و شرایط مورد نیاز آن است که سبب ایجاد واقعه‌ای عینی می‌شود. ذکر اخباری، امری اقتضاآفرین است و این ذکر انشایی است که توان حل مشکلات را دارد؛ به شرط آن‌که تمامی زمینه‌های انشای آن ایجاد شود؛ چنان‌چه در تهیهٔ غذا باید تمامی مواد لازم آن فراهم گردد تاخوراکی مورد نیاز به دست آید.
شبنم
شبنم
کسی که می‌خواهد عمل خود را به اِخبار آورد، ظاهرِ کردهٔ خود را بر اساس احکام شرعی و متناسب با الگو و سرمشقی که دارد، هماهنگ می‌سازد و برای مثال، «صلّوا کما رأیتمونی أُصلّی» را شکل می‌بخشد و در نماز خود به حضرت رسول اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله تشبه می‌جوید و اذکار را به نقل از آن حضرت و به لسان ایشان صلی‌الله‌علیه‌وآله می‌آورد. در چنین حالتی تنها هیأت و شکل نماز است که آورده می‌شود و نماز روحی نازل دارد و از حکایت نماز پیامبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله و تکرار آن، فراتر نمی‌رود. قصد اِخبار، همانند گفتن فراز: «لا یعلم منه إلاّ خیرا» در نماز میت است که چون امر شده است چنین بگویید، نمازگزار حکایت آن را می‌آورد و به کسی که بر او نماز می‌خواند توجهی ندارد؛ وگرنه کسی کهبخواهد آن را به قصد انشا بگوید، تنها بر پیکر یکی از اولیای خدا ـ که جز خیر از آنان صادر نمی‌شود و هیچ کاستی و کژی در وجود آنان نیست ـ می‌تواند نماز میت بگزارد؛ وگرنه شهادت وی دروغ، باطل و معصیت می‌شود. در قصد اِخبار، می‌شود عمل با ریا، شرک و ارتکاب گناه هم جمع شود.
شبنم
شبنم
ذکر لفظی نیز یا صبغهٔ «اِخبار» دارد و یا به قصد «اِنشا» پرداخته می‌شود. در ذکر اِخباری، ذکر دارای طریق صدور است و باید آن را از یکی از حضرات معصومین علیهم‌السلام دریافت داشت. در ذکر صدوری، مهم‌تر از توجه به طریق صدور، التفات به وجه صدور می‌باشد. در وجه صدور، بررسیدهمی‌شود که این ذکر، مناسب چه کسی است و چه اثری بر آن مترتب است و آیا خاصیت آن همگانی است یا به فرد مخاطب و کسانی که شرایط وی را دارند، اختصاص دارد و موضوع ذکر، فرد خاص می‌باشد؛ اما فرد خاصی که قابلیت الگوبرداری دارد. در ذکر اخباری، قصد تقلید می‌شود و ذکر به تقلید از معصوم و به زبان وی گفته می‌شود و هدف در آن، نیل به ثواب و تشبه به معصوم، در عمل ذکرپردازی است؛ نه یافت نتیجه‌ای خاص. ذکر اخباری با درست بودن طریق صدور، مجوز می‌یابد و نیاز به مربی ندارد؛ هرچند اخذ آن از مربی، همانند مشاوره برای تصمیم‌گیری‌های‌های خرد و کلان، شرط زندگی سالم است.
شبنم
شبنم
هر دو قسم از اذکار یادشده، یا توحیدی است و یکی از اوصاف الهی را بیان می‌دارد و یا ولایی است. ما در «ذکردرمانی» با اذکار انشایی ارتباط داریم و سخن از اذکار اخباری، به لحاظ مخاطبان عمومی دانش ذکر می‌باشد. دانش ذکر از نقطه‌نظر سلوک عملی، حایز اهمیت بسیار است. در واقع، ذکر خوراک انرژی‌بخش و حرکت‌زای سلوک عملی است و رکود و رونق سلوک عملی، تابع آن است. خوراکی که باید سیستماتیک وارد نفْس شود تا شتاب‌بخش حرکت آن و دوردهنده به آن باشد. خوراک حرکت‌زای نفس، یا شکل دعا و ظاهر واژگان را دارد و یا امری نفسی است که قالب الفاظ را ندارد.
شبنم
شبنم
اذکار به‌طور کلی بر دو قسم عام و خاص می‌باشد. ذکرهای عام نیز بر سه گروه اولی، ثانوی و نهایی تقسیم می‌شود. ذکرهای عامِ اولی، ذکرهایی اخباری است که هر کسی باید آن را داشته باشد و مانند خوراک‌های پایه و ضروری است که نبود آن‌ها آسیب‌زا می‌گردد.ذکرهای ثانوی یا متوسط و ذکرهای نهایی اخباری نیز برای کسانیمی‌باشد که در ایمان و معنویت نسبت به عموم افراد، در جایگاه بالاتری هستند؛ اما هنوز در سلک خاصان وارد نشده‌اند. اذکار خاص، ذکرهایی است که با قصد انشا آورده می‌شود و ذکرپرداز، توانمندی انشای آن از ناحیهٔ خود را دارد. این اذکار نیز بر سه گروه عمده می‌باشد: خاص، خاص الخاص و اخص الخواص.
شبنم
شبنم
آن عارف عاشق وولی محبوبی میگفت :شب وتاریکی وتنهایی این درمان درد است پس چرا نمی یابم.....
images (7).jpg

آخرین بازدیدکنندگان

تبلیغات