6427

مشخصات

موارد دیگر
savash sarvan
69 پست
30 دنبال کننده
38 دنبال شده
کاربر حرفه ای
مرد
1362/06/03
اسلام
سایر کشورها - ایران .ترکیه
1395/02/20
1395/03/03
79 بازدید

آخرین آنلاین ها

دعوت شدگان توسط این کاربر
تا کنون 0 کاربر توسط
savash sarvan
به شبکه فیس پلاک دعوت شده اند.
راه های دعوت :
ارسال دعوتنامه پیشنهاد با لینک شخصی

تبلیغات

savash sarvan
savash sarvan
این غروب قشنگ رو در روز محرم پارسال در میدان عاشورای شهرم انداختیم .این غروب مخصوص سالار شهیدان امام حسین (ع) است .
9015_622439041207424_2841837506809215966_n.jpg
2 دیدگاه · لینک
savash sarvan
savash sarvan
اینم از اکیپ عکاسان زرینه رود ...
1508505_686228901495104_5162654697897586834_n.jpg
9 دیدگاه · لینک
savash sarvan
savash sarvan
آبشار اوزان زرینه رود...
10174926_530226313762031_4139543438081874448_n.jpg
savash sarvan
savash sarvan
جزیره گاومیش گولو زرینه رود ...
10516624_597134677071194_4240498392386758315_n.jpg
6 دیدگاه · لینک
savash sarvan
savash sarvan
جزیره پارالار زرینه رود ...
10580138_592740430843952_6621271888105444315_n.jpg
1 دیدگاه · لینک
savash sarvan
savash sarvan
غروب قشنگ و عاشقای زرینه رود ...
11046653_717326265052034_1694824631334039375_n.jpg
2 دیدگاه · لینک
savash sarvan
savash sarvan
زرینه رود
10805648_648076721976989_5423972119114488305_n.jpg
1 دیدگاه · لینک
savash sarvan
savash sarvan
بچه ها اینم از (زرینه رود) معروف به( جیغاتی )این رود و گمتر کسی هست که نشناسه در شهر من (میاندوآب) هست ما بهش به زبان مادریمون میگیم (قوشا چای ) یعنی میان دو تا آب (زرینه رود . سیمینه رود) از سیمینه رود هم براتون عکس میفرستم .شهر من پایتخت آبهای شیرین ایران است .شهر من به غیر از اراضی کشاورزی انبو سیب و چغندر و انگور و آبهای شرب شهری و روستای را که سیراب میکنه بلکه چهار استان همجوار خود رو هم از لحاظ آب آشامیدنی و زراعی ساپورت میکنه .
1977468_622423641208964_7120544431416787869_n.jpg
savash sarvan
savash sarvan
سنی تر تمیز حلال دویغولاریملا سئودیم سنی بیتمه ین اوز گووئنیمله سئودیم سنه من عاشیق اولدوم خبرسیزجه.... ایندی دئیرم ائشید سسیمی اینان منه سئویرم سنی ...! (savaş sarvan)
1383819_522185324542844_432346909_n.jpg
5 دیدگاه · لینک
savash sarvan
savash sarvan
سلام ....صبح دوستان پر خیر و برکت .
1240285_659044860773451_530785527_n.jpg
savash sarvan
savash sarvan
همه اش گفتید آدرس بده بیاییم تحقیق،هزار بار آدرس دادم.نامه نوشتم،دیگر خسته شدم.روز قیامت همدیگر را میبینیم.اسم و آدرس را نیز نوشته بود. حسن می گفت:سوار موتورم شدم با سرعت برق رفتم به آدرس فوق،متوجه شدم ده روز قبل فوت کرده.ناامید در حال پرسه زدن با موتور بودم و فکر می کردم که من باید یک دفتر هم می زدم،بعد به خودم می گفتم حسن تو چقدر احمقی،خلاصه رفتم خانه و سیاه مست کردم.نامه را سنجاق کردم به سینه ام.پیش به سوی دفتر کمیته امداد.وارد شدم.نخست با کله شیشه ی نگهبانی را آوردم پایین.سپس دو سه تا کارمند که یونیفورم مخصوص داشتند،زیر پایم لگد کردم.روی چند میز را ریختم زمین،دو سه تا مانیتور را کوبیدم به دیوار.آمدند با اسپری مرا از کار انداختند.پابسته و دست بسته با کلی کتک به اداره آگاهی منتقل شدم.همه چیز را گفتم،همه چیز را. قاضی برایم حکم ابد صادر کرده.الان چهارده سال است اینجا هستم.
3 دیدگاه · لینک
savash sarvan
savash sarvan
چند روزی طول کشید شاید هم یک ماه که توانستیم یکی مثل همان بسازیم.باز هم ورق و میلگرد و قوطی آهن و قفل خریدم.در عرض یک ماه بعدی بیست عدد حاضر کردیم. شبانه می بردم و در گوشه های چهارراه ها،کمی با فاصله از صتدوق های اصلی،اینها را می کاشتم،از قبل هم طراحی کرده بودم که چگونه آسفالت را سوراخ کرده و چگونه بتون ریزی کنم.همیشه موقع کاشتن صندوق،بچگی هایم،پدرم،باغ،بیل،خستگی و فلاکت یادم می افتاد. چند ماه بعد سی عدد صندوق کاشته شده در سطح شهر داشتم،با زمانبندی دقیق آنها را خالی می کردم،البته قفل هایشان را متفاوت با صتدوق های اصلی ساخته بودم تا مامورین کمیته امداد اشتباهی باز نکنند.و از سویی من کلید صندوق های امداد اصلی را هم داشتم ولی هیچ وقت از آنها پولی برنداشتم،چون معتقدم هزینه ی ساخت و نصب صندوق را هر کس یا نهاد خودش باید بپردازد،پس من فقط از صندوق های خودم برداشت می کردم. تا اینکه روزی موقع برداشت از یک صندوقم،دیدم نامه ای در آن است.نوشته بود:خودم را می کُشم،هزار بار آمدم دفتر کمیته امداد،گفتم نان برای خوردن ندارم،مریضم،نمیتوانم کار کنم،همه اش گفتید آدرس بده بیاییم تحقیق،بقیش پست بالا
1 دیدگاه · لینک
savash sarvan
savash sarvan
حسن هم قد من بود،همیشه در حیاط زندان موقع هواخوری که چشمش در چشمم می افتاد لبخند می زد،گاهی می گفت آدم های قد بلند را دوست دارم.میگفت نسل ما تخریب شده،در خیابان مردم را ببین،همه قد کوتاه شده اند،باید تغذیه ی مناسب داشته باشند،باید تعلیمات صحیح برای سکس اعمال شود،تا اینکه نوزادانی تنومند به دنیا آورند.من هم چیزی نمی گفتم. حسن می گفت جرمم کاشتن است.البته بچه که بودم با پدرم در باغ درخت می کاشتیم،میوه هایمان را یا سرما میزد یا پول نداشتیم کودهای شیمیایی بخریم و میوه ها درجه دو می شدند و آخرش هم دلال ها میزدند بر سر مال و چیزی نزدیک به مفت به دستمان می دادند.من کاشتن را دوست داشتم،یعنی پروسه ی جالبی بود برایم که درخت را می کاریم و چند سال بعد بار میدهد.به تمام محتویات و مشتقات درخت توجه می کردم.باغبانی را رها کرده بودم و رانندگی می کردم.بعدها گفتم باید بازهم باغبانی کنم ولی هزینه ها را کمتر کرده و زودتر به سود برسم.این بود که یک شب سیاه مست شده و نقشه ام را ترسیم کردم. با اره کمانه ستون صندوق صدقات را بریدم،انداختم پشت وانت و رفتم کارگاه آهنگری رفیقم.چند روزی طول کشید ..بقیش پست بالا
1 دیدگاه · لینک
savash sarvan
savash sarvan
بچه ها حوصله دارین یه رومان کوتاه پست کنم بخونین ؟
3 دیدگاه · لینک
savash sarvan
savash sarvan
این تنگ دستی چه قدر طول میکشه بابا؟ _ 40روز پسرم. ... بعد 40روز سروتمند میشیم؟ _ نه پسرم عادت میکنیم.....
10458896_1478897062354916_5072667102652613438_n.jpg
4 دیدگاه · لینک
1
savash sarvan
savash sarvan
منو همیشه دوس داشته باش ..هیچ نرو باشه .
1382292_10151708025657986_578872268_n.jpg
2 دیدگاه · لینک
savash sarvan
savash sarvan
این روز ها به دوست داشتن تو می گذرد من برای تو نه ابتدا می خواهم و نه انتها من زود برخاستم یا تو دیر از راه رسیدی ؟ وقتی که دیگر ادامه نداشتم ... وقتی این روزها را بی تو عاشقانه زندگی میکنم ... وقتی لی لی کنان از این لحظه نبودنت به آن لحظه نبودنت می روم .
savash sarvan
savash sarvan
از کتابت جمله ای برایم بخوان صفحه ای نیست که من از سر دلتنگی در آن نگریسته باشم . خانه ای بساز با پنجره هایی که رو به هر آنچه می خواهی باز شوند ودیوار هایش را رنگی بزن که بتوان در آن به هر رویایی اندیشید ...من به کوچه ات رسیدم ...لیوان های نسکافه ات را بشمار.(savaş sarvan)
normal_loneliness-wide.jpg
savash sarvan
savash sarvan
واندیشه ام جا مانده و زندگی مرا نبودن هایت پر کرده و دست هایم از خواهش بودنت آویزان است . به یادت مانده قرار گذاشتیم دعا بخوانی ...جانم در هوایت پر دعایت در یک قدمی مانده به من ایستاد ...دریا چه نقاشی قشنگی بین من و تو شد ...
1362508373245915_large.jpg
3 دیدگاه · لینک
savash sarvan
savash sarvan
من میخواهم تو بیایی تا هر آنچه که نمیدانم بپرسم تو میخواهی بیایی تا هر آنچه دوست داری ببینی .
images (12).jpg
1 دیدگاه · لینک

آخرین بازدیدکنندگان

تبلیغات