فریاد میزند : عاقبت آن برد که نیکی کند ودردجله اندازد.
22377.5

مشخصات

موارد دیگر
حسن اساسی
6989 پست
95 دنبال کننده
100 دنبال شده
فوق حرفه ای
مرد
1336/04/15
اسلام
ايران - تهران
1394/05/06
1396/04/29
879 بازدید

آخرین آنلاین ها

دعوت شدگان توسط این کاربر
تا کنون 0 کاربر توسط
حسن اساسی
به شبکه فیس پلاک دعوت شده اند.
راه های دعوت :
ارسال دعوتنامه پیشنهاد با لینک شخصی

تبلیغات

حسن اساسی
حسن اساسی
مولوی » دیوان شمس » غزلیات آمد ندا از آسمان جان را که بازآ الصلا جان گفت ای نادی خوش اهلا و سهلا مرحبا سمعا و طاعه ای ندا هر دم دو صد جانت فدا یک بار دیگر بانگ زن تا برپرم بر هل اتی ای نادره مهمان ما بردی قرار از جان ما آخر کجا می‌خوانیم گفتا برون از جان و جا از پای این زندانیان بیرون کنم بند گران بر چرخ بنهم نردبان تا جان برآید بر علا تو جان جان افزاستی آخر ز شهر ماستی دل بر غریبی می‌نهی این کی بود شرط وفا آوارگی نوشت شده خانه فراموشت شده آن گنده پیر کابلی صد سحر کردت از دغا این قافله بر قافله پویان سوی آن مرحله چون برنمی‌گردد سرت چون دل نمی‌جوشد تو را بانگ شتربان و جرس می‌نشنود از پیش و پس ای بس رفیق و همنفس آن جا نشسته گوش ما خلقی نشسته گوش ما مست و خوش و بی‌هوش ما نعره زنان در گوش ما که سوی شاه آ ای گدا
حسن اساسی
حسن اساسی
حدیث اول : من أحب لله و أبغض لله و أعطي لله فهو ممن كمل إيمانه . امام جعفر صادق (ع) : هر كه براي خدا دوست دارد و براي خدا دشمن دارد و براي خدا عطاء كند ، از كساني است كه ايمانش كامل است . اصول كافي ، ج 3 ، ص 189 حدیث دوم : ان المسلمين يلتقيان ، فافضلهما أشدهما حبا لصاحبه . امام جعفر صادق (ع) : از دو مسلمان كه به هم برخورد مي كند آن كه ديگري را بيشتر دوست دارد بهتر است . اصول كافي ، ج 3 ، ص 193 حدیث سوم : جعل الخير كله في بيت و جعل مفتاحه الزهد في الدنيا . امام جعفر صادق (ع) : همه خير در خانه اي نهاده شده و كليدش را زهد و بي رغبتي به دنيا قرار داده اند . اصول كافي ، ج 3 ، ص 194
حسن اساسی
حسن اساسی
حکمت 56 : تهيدستى و تنهايى (اخلاقى ، اجتماعى) وَ قَالَ [عليه السلام] الْغِنَى فِى الْغُرْبَةِ وَطَنٌ وَ الْفَقْرُ فِى الْوَطَنِ غُرْبَةٌ . و درود خدا بر او، فرمود : ثروتمندى در غربت ، چون در وطن بودن و تهيدستى در وطن ، غربت است. حکمت 57 : ارزش قناعت و خودكفايى(اخلاقى) وَ قَالَ [عليه السلام] الْقَنَاعَةُ مَالٌ لَا يَنْفَدُ . قال الرضى و قد روى هذا الكلام عن النبى (ص) . و درود خدا بر او ، فرمود : قناعت ، ثروتى است پايان نا پذير .(اين سخن از رسول خدا (ص) نيز نقل شده است ).
حسن اساسی
حسن اساسی
.رسول اکرم (ص) : مردی از رسول خدا (ص) در خواست نصیحتی کرد حضرت فرمودند زیانت را از گناه و خلاف نگاه دار مرد دوباره در خواست نمود حضرت باز فرمودند زیانت را از گناه و آزار مردم نگاه دار وقتی مرا برای مرتبه سوم درخواستش را تکرار کرد حضرت در پاسخ او به تندی فرموند : وای بر تو آیا مردم را جز حاصل زبان خود چیز دیگری به صورت در آتش می افکند. تحف العقول صفحه 56 ------------------------------------------ .رسول خدا (ص) : هرکه مومنی را اطعام نماید و غذائی بخوراند تا او را سیر کند هیچ یک از خلق خدا نمیتواند ثواب او را بشمارند نه ملک مقرب و نه پیغمبر مرسل مگر خداوند عالمیان. عین الحیوة صفحه 444
حسن اساسی
حسن اساسی
وَاللَّهُ يُرِيدُ أَنْ يَتُوبَ عَلَيْكُمْ وَيُرِيدُ الَّذِينَ يَتَّبِعُونَ الشَّهَوَاتِ أَنْ تَمِيلُوا مَيْلًا عَظِيمًا ﴿ سوره النساء - ٢٧ ﴾ يُرِيدُ اللَّهُ أَنْ يُخَفِّفَ عَنْكُمْ ۚ وَخُلِقَ الْإِنْسَانُ ضَعِيفًا ﴿سوره النساء - ٢٨﴾. و خداوند می خواهد [به سبب عمل شما به احکامش،] با رحمت و مغفرتش به شما توجه کند، و آنان که پیرو خواسته های نامشروع اند می خواهند شما [در امور زندگی و مسائل جنسی و ترک احکام خدا] به انحراف بزرگی دچار شوید ﴿ سوره النساء - ٢٧ ﴾ خداوند می خواهد [با تشریعِ احکام و قوانین، بار مشکلات و پیچیدگی های زندگی را] بر شما آسان کند؛ زیرا انسان ناتوان آفریده شده است﴿سوره النساء - ٢٨﴾.
حسن اساسی
حسن اساسی
ساگرد وفات رئیس مکتب تشیع وشیخ الائمه امام جعفر الصادق علیه السلام برشیعیان جهان ودوستداران تسلیت باد .
حسن اساسی
حسن اساسی
رهی معیری » غزلها - جلد اول اشکم ولی به پای عزیزان چکیده‌ام خارم ولی به سایهٔ گل آرمیده‌ام با یاد رنگ و بوی تو ای نو بهار عشق همچون بنفشه سر به گریبان کشیده‌ام چون خاک در هوای تو از پا فتاده‌ام چون اشک در قفای تو با سر دویده‌ام من جلوهٔ شباب ندیدم به عمر خویش از دیگران حدیث جوانی شنیده‌ام از جام عافیت می نابی نخورده‌ام وز شاخ آرزو گل عیشی نچیده‌ام موی سپید را فلکم رایگان نداد این رشته را به نقد جوانی خریده‌ام ای سرو پای بسته به آزادگی مناز آزاده من که از همه عالم بریده‌ام گر می‌گریزم از نظر مردمان رهی عیبم مکن که آهوی مردم‌ندیده‌ام
حسن اساسی
حسن اساسی
ابي‏بصير مي‏گويد: يک نفر گناهکار که ما از گناه او به تنگ آمده بوديم، همسايه‏ي ما بود و هر چه به او نصيحت مي‏کرديم، اثر نمي‏کرد. در سفري که مي‏خواستم به مدينه بروم، پيش من آمد و گفت «ابابصير انا رجل مبتلي و انت المعافي.»؛ يعني: من مردي مبتلا به گناهم و ترک آن برايم مشکل است. تو به خودت نگاه نکن که از شيطان رهانيده شده‏اي، حال مرا به امام صادق بگو، شايد آن حضرت برايم فکري کند. من قضيه را خدمت امام صادق (ع) گفتم. حضرت فرمودند: سلام مرا به او برسان و بگو اگر گناه را ترک کني، من بهشت را برايت ضامن مي‏شوم. ابي‏بصير مي‏گويد: چون برگشتم آن مرد به ديدنم آمد. من سلام امام صادق و پيغام را به او گفتم و او به شدت منقلب شد. چند روزي نگذشته بود که به ديدنش رفتم و او را در حال مرگ ديدم. چشم باز کرد و گفت: امام صادق به ضمانت خود وفا کرد. سال بعد در مدينه به منزل امام رفتم. هنوز وارد اتاق نشده بودم که فرمود: ابابصير، ما به ضمانت خود عمل کرديم.» . ---------------------------------------------------------------------------- محجة البيضاء ج 4 ص 263 و کشف الغمة ص 426 و اصول کافي ج 1 ص 474
حسن اساسی
حسن اساسی
.رسول خدا (ص) : روزگاری بر مردم می آید که سنت های سعادت بخش در جامعه بدعت تلقی میشود و نوآوریهای حرام سنت . در آن زمان مومنان صبور که در مقابل محرمات و گناهان و بدعتهای نوآورده شده می ایستند فریبکار و حیله گر معرفی میشوند و افراد بدعت ساز حیله گر برای مردم سعادتمند معرفی میشوند. سفینة البحار جلد 1 صفحه 557 -------------------------------------------------- .رسول خدا (ص) : زن را صرفا برای زیبایی ظاهرش به همسری انتخاب نکن چه ممکن است زیبائی زن سبب پستی و سقوط اخلاقیش شود و همچنین به انگیزه مالش با وی پیوند زناشوئی برقرار مکن زیرا مال او میتواند وسیله سرکشی و طغیانش بر تو گردد بلکه به سرمایه دینش و ایمانش متوجه باش و با زن با ایمان ازدواج نما. محجة البیضاء جلد 3 صفحه 86
حسن اساسی
حسن اساسی
آن حرف که از دلت غمی بگشاید در صحبت دل شکستگان می‌باید هر شیشه که بشکند، ندارد قیمت جز شیشهٔ دل که قیمتش افزاید شیخ بهایی
حسن اساسی
حسن اساسی
حکمت 54 : ارزش هاى اخلاقى (اخلاقى ، اجتماعى) وَ قَالَ [عليه السلام] لَا غِنَى كَالْعَقْلِ وَ لَا فَقْرَ كَالْجَهْلِ وَ لَا مِيرَاثَ كَالْأَدَبِ وَ لَا ظَهِيرَ كَالْمُشَاوَرَةِ . و درود خدا بر او ، فرمود : هيچ ثروتى چون عقل ، و هيچ فقرى چون نادانى نيست . هيچ ارثى چون ادب ، و هيچ پشتيبانى چون مشورت نيست . حکمت 55 : اقسام بردبارى (اخلاقى) وَ قَالَ [عليه السلام] الصَّبْرُ صَبْرَانِ صَبْرٌ عَلَى مَا تَكْرَهُ وَ صَبْرٌ عَمَّا تُحِبُّ . و درود خدا بر او ، فرمود : شكيبايى دو گونه است : شكيبايى بر آنچه خوش نمى دارى و شكيبايى در آنچه دوست مى داري.
حسن اساسی
حسن اساسی
عجلوا بالصلوة قبل الفوت عجلوا بالتوبة قبل الموت بشتابید بسوی نماز قبل از گذشت ثواب آن بشتابید بتوبه واستغفار قبل از مرگ اذان مغرب به افق تهران
حسن اساسی
حسن اساسی
لقمان عليه السلام ـ در اندرز به فرزندش ـ فرمود : صَلِّ في جَماعَةٍ و لو عَلَى رَأسِ زُجٍّ ! . نماز را با جماعت بخوان ، گر چه روى نيزه باشد ! ( المحاسن : ۲/۱۲۶/۱۳۴۸ )
حسن اساسی
حسن اساسی
*درخواستی که امام(ع) از محبانش دارد نکته سوم که امام خیلی بر آن تأکید می‌کردند حفظ آبروی آن امامی است که مردم از آن پیروی می‌کنند، ایشان به شیعیانشان می‌فرمود من دوست دارم یک طوری رفتار کنید که انگشت‌نما باشید و بگویند این شیعه جعفر است و من خوشم می‌آید که در رفتارتان، در گفتار و حرکاتتان، در آدابتان، در زندگیتان یک طوری حرکت کنید که الگو باشید، از شما الگوگیری کنند و بگویند اینها پیروان مکتب جعفر صادق هستند و همیشه می‌فرمودند: برای ما مایه زینت باشید و مایه ننگ و شرمساری نباشید و می‌فرمودند: مدام نگویید ما چون دوستدار شما هستیم، پس شیعه هستیم، آیا همین که دوستی ما را یدک می‌کشید، همین که می‌گویید ما دوست شما هستیم، همین بس است که شما شیعه شوید؟! نه شیعه این نیست، شیعه مرحله بالاتر است، شیعه مرحله بالاتر از محبت اهل بیت است، شیعه مساله نماز به پا داشتن است، مسأله ادا کردن حق خداست، زکات را بدهید و مساله تقواست، ترس از خداست، بالاخره سر زدن به فامیل و همسایه است، صرف اینکه محب اهل بیت هستید، شما را در رتبه تشیع نمی‌برد.
حسن اساسی
حسن اساسی
اقبال لاهوری » زبور عجم این جهان چیست صنم خانهٔ پندار من است جلوهٔ او گرو دیدهٔ بیدار من است همه آفاق که گیرم به نگاهی او را حلقه ئی هست که از گردش پرگار من است هستی و نیستی از دیدن و نا دیدن من چه زمان و چه مکان شوخی افکار من است از فسون کاری دل سیر و سکون غیب و حضور اینکه غماز و گشاینده اسرار من است آن جهانی که درو کاشته را می دروند نور و نارش همه از سبحه و زنار من است ساز تقدیرم و صد نغمهٔ پنهان دارم هر کجا زخمهٔ اندیشه رسد تار من است ای من از فیض تو پاینده نشان تو کجاست این دو گیتی اثر ماست جهان تو کجاست
حسن اساسی
حسن اساسی
دستور امام(ع) در آخرین لحظات عمر شریفشان/کلید و راهگشای مشکلات زندگی نکته دیگری که در تأکیدات حضرت امام صادق(ع) در آخرین لحظات بود، مسأله صله رحم بود، متأسفانه دنیای مادی‌گرایی و این نحوه زندگی، روابط فامیلی را از هم پاشیده است و شاید خیلی از گرفتاری‌ها معلول همین قطع روابط و یا سردی روابط فامیلی باشد، امام صادق(ع) در همان لحظات رحلت بیهوش بودند، وقتی به هوش آمدند، فوراً دستور دادند فلان مبلغ را به فلانی بدهند، حاضرین تعجب کردند و گفتند: فلانی که به شما جسارت و توهین کرده و به روی شما شمشیر کشیده است، امام(ع) فرمود: من می‌خواهم من قطع رحم نباشم، از جانب من نباشد، خلاصه این هم یکی از نکات اخلاقی است که امام بر آن تأکید داشتند و برای ما درس زندگی است.
حسن اساسی
حسن اساسی
علّامه طباطبایى در این باره گفته است: این كه از بعضى شنیده شده است كه مى‏گویند: تکلیف سالک پس از وصول به مقامات عالیه و وصول به فیوضات ربّانیه، ساقط مى‏گردد سخنى كذب و افترایى بس عظیم است؛ زیرا رسول اكرم صلی الله علیه و آله با این كه اشرف موجودات و اكمل خلایق بودند، تا آخرین درجات حیات، تابع و ملازم احكام الهیه بودند. بنابراین، سقوط تكلیف به این معنى، دروغ و بهتان است. به ابو‏سعید ابو‏الخیر گفته شد: فلان كس بر روى آب راه مى‏رود! پاسخ گفت: «سهل است؛ قورباغه نیز روى آب راه مى‏رود.» گفتند: فلان كس در هوا مى‏پرد!» جواب داد: «مگس نیز به هوا مى‏پرد.» گفتند: «فلان كس در یك لحظه از شهرى به شهرى مى‏رود!» جواب داد: «شیطان نیز در یک نفس، از مشرق به مغرب مى‏رود. این چیزها، قیمتى ندارند. مرد آن است كه میان مردم زندگى كند و با آن‏ها رفت و آمد و داد و ستد كند؛ زن بگیرد و با دیگران معاشرت داشته باشد و یک لحظه از خداى خود، غافل نباشد». (نفحات الانس، عبدالرحمن جامى، ص 305)
حسن اساسی
حسن اساسی
پروین اعتصامی » دیوان اشعار » قصاید سوخت اوراق دل از اخگر پنداری چند ماند خاکستری از دفتر و طوماری چند روح زان کاسته گردید و تن افزونی خواست که نکردیم حساب کم و بسیاری چند زاغکی شامگهی دعوی طاوسی کرد صبحدم فاش شد این راز ز رفتاری چند خفتگان با تو نگویند که دزد تو که بود باید این مسئله پرسید ز بیداری چند گر که ما دیده ببندیم و بمقصد نرسیم چه کند راحله و مرکب رهواری چند دل و جان هر دو بمردند ز رنجوری و ما داروی درد نهفتیم ز بیماری چند سودمان عجب و طمع، دکه و سرمایه فساد آه از آن لحظه که آیند خریداری چند چه نصیبت رسد از کشت دوروئی و ریا چه بود بهره‌ات از کیسهٔ طراری چند
حسن اساسی
حسن اساسی
جابر يکي از ياران امام صادق (عليه‏السلام) مي گويد: روزي از يکي از کوچه هاي مدينه با امام صادق (عليه‏السلام) مي گذشتيم که فردي را ديديم، مي خواهد بزغاله اي را ذبح کند. آن بزغاله تا امام صادق (عليه‏السلام) را ديد، صيحه اي زد؛ امام به آن مرد فرمود: «قيمت اين بزغاله، چند درهم مي باشد»؟ مرد پاسخ داد: چهارده درهم. حضرت از کيسه‏ي خود، چهارده درهم در آورد و به آن مرد داد؛ سپس بزغاله را رها کرد و به نوعي از مردن نجات داد. بعد از اين قضيه باز با هم به راه افتاديم، ناگهان شاهيني را ديديم که پرنده اي را در هوا دنبال کرده است، آن پرنده با ديدن امام، آوازي به صورت ناله سر داد. بلافاصله امام با دست مبارک خود به شاهين اشاره اي کرد و شاهين از صيد آن پرنده منصرف شد و به طرف شيري پرواز کرد. جابر مي گويد: از امام پرسيدم، آيا امکان دارد درباره‏ي اين دو امر عجيب، برايم توضيحاتي بدهيد؟
1 دیدگاه · لینک
حسن اساسی
حسن اساسی
در رهگذر باد چراغی که تراست ترسم که: بمیرد از فراغی که تراست بوی جگر سوخته عالم بگرفت گر نشنیدی، زهی دماغی که تراست! رودکی

آخرین بازدیدکنندگان

تبلیغات