فریاد میزند : مددی که چشم مستت به خمار کشت ما را
2000

مشخصات

موارد دیگر
امیر
47 پست
16 دنبال کننده
14 دنبال شده
کاربر حرفه ای
مرد
1366/04/10
اسلام
ايران - ايلام
1395/04/24
1395/09/11
51 بازدید

آخرین آنلاین ها

دعوت شدگان توسط این کاربر
تا کنون 0 کاربر توسط
امیر
به شبکه فیس پلاک دعوت شده اند.
راه های دعوت :
ارسال دعوتنامه پیشنهاد با لینک شخصی

تبلیغات

امیر
امیر
کنارت هستند : تا کی!؟ تا وقتی که به تو احتیاج دارند ... از پیشت میروند یک روز ; کدام روز؟! وقتی کسی جایت آمد... دوستت دارند ; تا چه موقع !؟ تا موقعی که کسی دیگر رابرای دوست داشتن پیداکنند... میگویند: عاشقت هستند برای همیشه نه..... فقط تا وقتی که نوبت بازی با تو تمام بشود ! و این است بازی باهم بودن!
امیر
امیر
یادمان باشد با هم بودن دلیلی برای با هم ماندن نیست رسیدن رفتن میخواهد اما آخر همه رفتن ها رسیدن نیست یادمان باشد رفتنی میرود چه یک کاسه آب بریزیم پشت سرش ، چه هزاران قطره اشک …
1 دیدگاه · لینک
امیر
امیر
دوسـت دارم یـڪ شبــﮧ، هفتــاد سـال پیـــر شـوم در ڪنــار خیـابــانی بـایستـــم . . . تـــو مـرا بـی آنڪــﮧ بـشنــاسی ، از ازدحـام تــلخ خـیـــابـان عبــور دهــے . . . هفتـــاد ســال پیـــر شـدن یــک شبـــﮧ بـه حـس گـــــرمــی دسـتـ های تـــو هنــگامـی کـه مرا عبــور میـدهـی بــی آنـڪـﮧ بـشنــاســی، مــے ارزد!!!
امیر
امیر
نفسم تنگ شده باز هوا می خواهم به چه رویی بنویسم که تو را می خواهم وقت باران همه ی پنجره ها می رقصند باز کن پنجره را باز, هوا می خواهم بی سبب نیست که من خیره به لب های توام فکر بی جا نکنی واژه ی (ما) می خواهم مرز ما بیشتر از یک قدمی فاصله نیست دو قدم راه بیا چون که دو تا می خواهم بی سبب نیست که در مزرعه ات می مانم عاشق ساده ای از جنس شما می خواهم
امیر
امیر
دوست دارم تا شبی مهمان آغوشت شوم یا که همچون حلقه ای آویزه ی گوشت شوم دوست دارم درحضور خلوت تو یک شبی دستهایت را بگیرم ، دوش در دوشت شوم
امیر
امیر
باورت بشود یا نه روزی می رسد که دلت برای هیچ کس به اندازه من تنگ نخواهد شد برای نگاه کردنم ، خندیدنم و حتی اذیت کردنم برای تمام لحظاتى که در کنارم داشتی روزی خواهد رسید که در حسرت تکرار دوباره من خواهی بود می دانم روزی که نباشم هیچکس تکرار من نخواهد شد
امیر
امیر
من با لب هایم به تو خیره می شوم تو با چشم هایت بخند دوستم بدار زیرِ اَبروهای این جهانِ اخمو...
امیر
امیر
عشق همین است... همین که یک ذره از تو می‌شود تمام من
امیر
امیر
من از هفت سنگ می‌ ترسم ! می‌ترسم آنقدر سنگ روی سنگ بچینم که دیواری، ما را از هم بگیرد بیا لِی‌لِی بازی کنیم که در هر رفتنی دوباره برگردیم ...
امیر
امیر
دل عاشق به پیغامی بسازد خمارآلوده با جامی بسازد مرا کیفیت چشم تو کافی‌ست ریاضت‌کش به بادامی بسازد
امیر
امیر
عمری‌، پیِ آرایشِ خورشید شدیم‌ آمد ظلماتِ عصر و نومید شدیم‌ دشوارترین‌ شکنجه‌ این‌ بود که‌ ما یک‌ یک‌ به‌ درونِ خویش‌ تبعید شدیم‌
امیر
امیر
دلم باران دلم دریا دلم لبخند ماهی ها دلم اغوای تاکستان به لطف مستی انگور دلم بوی خوش بابونه می خواهد دلم یک باغ ِ پر نارنج دلم آرامش ِتُرد وُ لطیف ِ صبح شالیزار دلم صبحی سلامی بوسه ای عشقی نسیمی عطر لبخندی نوای دلکش تارو کمانچه از مسیری دورتر حتی دلم شعری سراسر دوستت دارم دلم دشتی پر از آویشن و گل پونه می خواهد دلم مهتاب می خواهد که جانم را بپوشاند دلم آوازهای سرخوش مستان ِ بی دل نیمه شب ها زیر پوست مهربان شب دل ای دل گفتن شبگردهای عاشق ِدیروز دلم دنیای این روز من و ما را به لطف غسل تعمید کشیش عشق از اول مهربان تر شادتر آبادتر حتی بگویم زیرو رو وارونه می خواهد دلم تغییر می خواهد ...
امیر
امیر
آﻳﺎ ﻣﻴﺪﺍﻧﺴﺘﻴﺪ ﺟﻨﻴﻔﺮ ﻟﻮﭘﺰ ﺍﺻﺎﻟﺖ ﺍﻳﺮﺍنی ﺩﺍﺭﺩ ﻭ ﻧﺎﻡ ﭘﺪﺭ ﺑﺰﺭﮒ ﺍﻭ " ﺟﻌﻔﺮ ﻟوبیا ﭘﺰ " ﺑﻮﺩه؟ ﺍﻳﺮﺍنی نیستی ﺍﮔﻪ ﺍﻳﻦ ﻣﻂﻠﺐ ﺭﻭ ﺑﻪ ﺍﺷﺘﺮﺍک نذاری..!! ﻛﻤﻚ ﻛﻨﻴﺪ ﻧﺬﺍﺭﻳﺪ ﺟﻨﻴﻔﺮ ﺭﻭ ﻣﺜﻞ ﺧﻠﯿﺞ ﻓﺎﺭﺱ، ﻣﻮﻻﻧﺎ، ﺍﺑﻦ ﺳﻴﻨﺎ ﻭ ﺑﻘﻴﻪ ﺍﺯﻣﻮﻥ ﺑﺪﺯﺩﻥ ﻭﻃﻨﻢ ، ﭘﺎﺭﻩ ﯼ ﺗﻨﻢ جنیفر دخت میهنم.
20 دیدگاه · لینک
امیر
امیر
سالها رفت و هنوز یک نفر نیست بپرسد از من که تو از پنجره ی عشق چه ها می خواهی ؟!... صبح تا نیمه ی شب منتظری !!! همه جا می نگری گاه با ماه سخن میگویی گاه با پرستوهای مسافر خبر از گمشده ای می جویی... راستی گمشده ات کیست؟ کجاست که تو اینگونه بی تابی؟!... صدفی در دریاست؟! نوری از روزنه ی فرداهاست؟! یا خداییست که از روز ازل نا پیداست؟!
امیر
امیر
روزگار غریبی است ... نمکدان را که پر میکنی توجهی به ریختن نمکها نداری ...اما زعفران راکه میسابی به دانه دانه اش توجه میکنی..!! حال آنکه بدون نمک هیچ غذایی خوشمزه نیست...ولی بدون زعفران ماهها و سالهامیتوان آشپزی کرد و غذا خورد ... مراقب نمکهای زندگیتان باشید ...ساده و بی ریا و همیشه دم دست ...که اگر نباشند وای بر سفره زندگی !!!
امیر
امیر
پادشاه راگفتند شخصی در روستا شباهت زیادی به شما دارد... دستور داد که او را حاضر کنند... او را اوردند... شاه با تمسخراز اوپرسید: با این شباهت زیاد آیا مادرت درکاخ پدرم كنیزبوده؟ گفت خیر،اما پدرم باغبان کاخ مادرتان بوده
3 دیدگاه · لینک
امیر
امیر
سلام خوبین دوستان
7 دیدگاه · لینک
امیر
امیر
امسال پاییز یکسره سهم شما بهار ما را در این زمانه چه کاریست با بهار از پشت شیشه های کدر مات مانده ام کاین باغ رنگ کار خزان است یا بهار حتی تراز حافظه گل گرفته اند ای مثل من غریب در این روزها بهارا دیشب هوایی تو شدم باز این غزل صادق ترین گواه دل تنگ ما بهار گلهای بی شمیم به وجدم نمی کشند رقصی در این میانه بماناد تابهار
امیر
امیر
میگفتند باران که می بارد بوی خاک بلند میشود … اما اینجا باران که میزند فقط بوی خاطره ها می آید … :: :: خاطرات تمام نمی شوند ، تمامت می کنند …
امیر
امیر
ﺑﺮﺧﻮﺭﺩ ﺍﺗﻔﺎﻗﯽ ﺩﻭﺗﻦ ﺍﺯ ﺯﻧﺎﻥ ﻫﻤﺴﺎﯾﻪ : - ﺳﻼﻡ - ﺳﻼﻡ - ﺣﺎﻝ ﺷﻤﺎ - ﻗﺮﺑﻮﻧﺘﻮﻥ ﺑﺮﻡ - ﻓﺪﺍﯼ ﺷﻤﺎ - ﺣﺎﻝ ﺷﻤﺎ ؟ - ﻓﺪﺍﯼ ﺷﻤﺎ - ﺷﻤﺎ ﺧﻮﺑﯿﻦ ؟ - ﻗﺮﺑﻮﻥ ﺷﻤﺎ - ﻓﺪﺍﯼ ﺷﻤﺎ - ﭼﻪ ﺧﺒﺮ ؟ - ﻗﺮﺑﻮﻥ ﺷﻤﺎ - ﻓﺪﺍﺗﻮﻥ ﺑﺸﻢ - ﺷﻤﺎ ﭼﻪ ﺧﺒﺮ ؟ - ﻓﺪﺍﯼ ﺷﻤﺎ - ﻗﺮﺑﻮﻧﺘﻮﻥ ﺑﺸﻢ - ﺩﯾﮕﻪ ﭼﻄﻮﺭﯾﻦ ؟ - ﻓﺪﺍﯼ ﺷﻤﺎ - ﻗﺮﺑﻮﻧﺘﻮﻥ ﺑﺸﻢ - ﻓﺪﺍﺗﻮﻥ ﺑﺸﻢ - ﻗﺮﺑﻮﻥ ﺷﻤﺎ - ﺳﻼﻡ ﺑﺮﺳﻮﻧﯿﻦ - ﻓﺪﺍﯼ ﺷﻤﺎ - ﻗﺮﺑﻮﻥ ﺷﻤﺎ - ﺧﺪﺍﺣﺎﻓﻆ - ﻓﺪﺍﯼ ﺷﻤﺎ - ﻗﺮﺑﻮﻧﺘﻮﻥ ﺑﺮﻡ - ﺧﺪﺍﺣﺎﻓﻆ . . ﺑﺮﺧﻮﺭﺩ ﺍﺗﻔﺎﻗﯽ ﺩﻭﺗﻦ ﺍﺯ ﻣﺮﺩﺍﻥ ﻫﻤﺴﺎﯾﻪ : - ﺳﻼﻡ ﭼﺎﮐﺮﻡ - ﺳﻼﻡ ﻣﺨﻠﺼﻢ
6 دیدگاه · لینک

آخرین بازدیدکنندگان

لیست بازدیدکننده ها خصوصی است

تبلیغات