21806.75

مشخصات

موارد دیگر
حسین
175 پست
97 دنبال کننده
100 دنبال شده
فوق حرفه ای
مرد
1367-05-15
اسلام
ايران - آذربايجان شرقي
1393/08/04
1395/12/05
688 بازدید

آخرین آنلاین ها

دعوت شدگان توسط این کاربر
تا کنون 0 کاربر توسط
حسین
به شبکه فیس پلاک دعوت شده اند.
راه های دعوت :
ارسال دعوتنامه پیشنهاد با لینک شخصی

تبلیغات

حسین
حسین
مواظب حرفامون باشيم بعضی حرفا به آدما حسّ سقوط از ارتفاع رو ميدن !
2 دیدگاه · لینک
1
حسین
حسین
یادت نرود با دلم از کینه چه گفتی! زیر لب از آن کینه دیرینه چه گفتی؟ این دست وفا بود، نه دست طلب از دوست! اما تو، به این دست پر از پینه چه گفتی؟ دل، اهل مکدر شدن از حرف کسی نیست ای آه جگرسوز! به آیینه چه گفتی؟ از بوسه گلگون تو خون می‌چکد ای تیر! جان و جگرم سوخت! به این سینه چه گفتی؟ از رستم پیروز همین بس که بپرسند: از کشتن سهراب به تهمینه چه گفتی؟
حسین
حسین
مواظب رایحه حرفهایمان باشیم... حرفها رایحه دارند.... بو دارند.... عطر دارند.... رایحه حرفهایمان تا ساعتها روی جان و تن می نشیند! تا مدتها در فضا میماند.... تا سالها در خاطره ها جا خوش میکند.... عطر حرفهایمان ، هر چه باشد؛ تند و تلخ، گرم و شیرین، تیز و شورانگیز آرام و روح انگیز و... ما را، در خاطره ها به یاد می آورد..... شمیم رایحه حرفهایت را انتخاب کن؛ بدان که به یادها میمانند...!
حسین
حسین
كاش مى شد كه بيايى تو به احوال دلم با وجود تو كمى خوب شود حال دلم همه آشوبم واى كاش بدانى كه فقط شده ايى باعث بى تابى وجنجال دلم بى تو هر شب غم عالم به سرم مى ريزد همه روياى منى و همه آمال دلم شب دورى تو سخت است خدا مى داند درد عشق و غم هجران شده اموال دلم بعد از آن قهوه كه از چشم ترت نوشيدم ته فنجان تو يك لحظه فقط فال دلم من و پروانه ى تنهايى و شمع شب تار همه آتش زده اى هم پر و هم بال دلم همه عمرم به قمار دل تو باخته ام آس قلب تو شده نقطه ى تك خال دلم خواب ديدم كه كسى در شب تنهايى من دست در دست نسيم آمده دنبال دلم.
حسین
حسین
زیر ِ باران ، دیدن دلدار می چسبد عجیب دست توی ِ دست های ِ یار می چسبد عجیب معنی ِ بی تاب بودن هایمان جز “عشق” چیست ؟ این غزل هاِ لحظه ی ِ دیدار می چسبد عجیب کوچه باغ ِ خاطرات و خش خش ِ برگ ِ درخت پرسه های ِ خیس در رگبار می چسبد عجیب از دهان ِ تو شنیدن آخر ِخوشبختی است “دوستت می دارم” ِ هر بار می چسبد عجیب من بگویم میروم تا سد ِ راه ِ من شوی از من انکار ، از تو هی اصرار می چسبد عجیب کافی است عاشق تر از هر بار آرامم کنی “سر بروی ِ شانه ام بگذار” می چسبد عجیب.
1
حسین
حسین
❤️ دوست داشتن ❤️ دوست داشتن گاهی وقت ها تحمل است اینکه بتوانی با زخم های زندگی هنوز سرپا ایستاده باشی. دوست داشتن گاهی وقت ها، زندگی ست همانند سینه ای بدون نفس، از مرگِ قلب بدون عشق آگاه باشی. دوست داشتن گاهی وقت ها سنگین است به سان سنگینیِ لیاقت دوست داشته شدن و بعضی وقت ها دوست داشتن حیاتی دیگر است زنده نگه داشتن کسی درون ات حتی با وجود این فاصله های دور.
1 دیدگاه · لینک
حسین
حسین
خلوت شب یاد تو در یاد من سامان گرفت خاطراتت گفت و گفت تا چشم من باران گرفت اتشی بر قلبم افکند و به یادت لحظه ای بین من با قلب من گویی که یک طوفان گرفت عشقمان خواهی نخواهی ماندنی بر قلبمان دست بی رحم زمانه پس چرا تاوان گرفت ابر تیره پر شده در آسمان ارزو از بخت بد روزهای خوبمان را یک به یک شیطان گرفت کاش ویران میشدی چرخ فلک ای روزگار عشق را اینگونه از دستانمان اسان گرفت ای فدای چشم نازت عمر ما شد نازنین گرد و خاکی در نهایت روی این دیوان گرفت شب گذشت از نیمه و چشمان من هرگز نخفت عاقبت سنگ صبور تا از طلوع فرمان گرفت
ღ♥ღ فدای بانـــوی دمشقღ♥ღ
ღ♥ღ فدای بانـــوی دمشقღ♥ღ
ناظر ارسالها
همه "نام هــای" ِ قشـنگ ِ"تــو" را میـگذارمـشان روی ِ زخـم هایِ"دلَم" گفــــته بــــودی "اَلجَبّــــار" یعنــی کسـی کــه "جُــبران مـیکنــد" همـۀ شکستگـــــی هـــایِ "دلَم" را _گفـــــته بـــودی "اَلمُصَـوِّر" یعنــی کسـی کـه از "نُـــو مــیســازد" همـۀ آنـچه"ویران"شده اسـٺ درون "دلم"__ گفــــته بــــودی "الشّــــافــــی" یعنــی کســی کـه "شِــفا" مـیدهــد تمــام ِ "زخــم هــایِ عمــیق" و "نـــا عــلاج" را هــــوای ِ "دلـم" ســـبک مـیشـــود بــا زمـــزمـۀ نـامت...
1461038418171835.png
درج دیدگاه · لینک در خدا
1
حسین
حسین
دستات چجوری منو تنها میذاره اینجا یکی از ته دل دوست داره هستی و نیستی و همین شده عذاب چشای خیس گریه نکن دیگه بخواب تورو دوست دارم مثه گذشته ها چقد عوض شدی یدفعه بی هوا چقد عوض شدی غریبه ای باهام همه رو خسته کرد صدای گریه هام
حسین
حسین
یک خیابان میخواهد که بشود در آن با تو قدم زد جایی که مردمش زبان ما را بلد نیستند وَ من به زبان خودمانی، هِی بگویم دوستت دارم وَ عابران درگیر این کنجکاوی باشند که من چه میگویم که تو این طور میخندی
حسین
حسین
دلـمـــ بـودنـتــــ را میــخواهــد در هـمیــن حوالی کمی نزدیـکـــ تَـــر میــخواهـم نزدیـکـِــ گوشَتــــ زمزمه وار بـگویم کـه چـقـدر برایــم عـزیـزی
حسین
حسین
داشــــتن یکـــی کـــه دوستـــش داشـــــــته باشی و بدونـــی اونـــم بیشتـــر از جـــونش دوستـــت داره اوج خوشــــــــبختیه
حسین
حسین
یه رابطه ی عجیبی هست بین بارونو بوی خاک بارون خورده و هوس باتو قدم زدنو نبودن تو... یه رابطه ی عجیبی هست بین بهارو عاشق شدنو نبودن تو... یه تساوی عجیبی هست بین من و نبودن تو... یه تساوی بی انصاف عجیبی هست
1 دیدگاه · لینک
2
حسین
حسین
عشق یعنی . . . تکثیر تــــــو در هر ثانیه از زندگی ام . . . یعنــــــی قشنگرین تکراری که هیچ وقت تکراری نمی شود . . .
1 دیدگاه · لینک
1
حسین
حسین
امواج عشق در همه جا موج می زند کافی است دستت را دراز کنی, اگر دستت خالی از کینه, نفرت, حسادت و انتقام جویی باشد, عشق در دستان تو قرار دارد…. تو می توانی عشق را پس بزنی اما هرگز عشق تو را پس نمی زند زیرا همه در عشق شناورند.
2 دیدگاه · لینک
1
حسین
حسین
سر بر شانه خدا بگذار تا قصه عشق را چنان زیبا بخواند که نه از دوزخ بترسی و نه از بهشت به رقص درآیی قصه عشق،انسان بودن ماست اگر کسی احساست را نفهمید مهم نیست سرت را بالا بگیر و لبخند بزن فهمیدن احساس، کار هر آدمی نیست!!
حسین
حسین
می گیره دلم از چشای تو که اشکه وقتی گریه می کنی دلم می خواد بمیرم بارونی میشم از هوای ابری چشات چجوری غم و از نگاه تو بگیرم تقصیر من بوده حالت اگه اینه دنیای ما دو تا همیشه غمگینه گریه نکن دیگه دنیا همینه خیلی دوست دارم باور نداری کم میشی از من و هی کم میاری احساس بین ما که گفتنی نیست از من دلت پره هی بی قراری باید یکم دیگه طاغت بیاری گریه نکن بذار آروم بگیرم وقتی تو دلخوری می خوام بمیرم
1
حسین
حسین
..دلم تنگ است... ♡..دلم می سوزد از باغی که می سوزد...! ♡..نه دیداری...!!! ♡..نه بیداری...!!! ♡..نه دستی از سر یاری... ♡..مرا آشفته می دارد... ♡..چنین آشفته بازاری... ♡..تمام عمر بستیم و شکستیم... ♡..به جز بار پشیمانی نبستیم... ♡..جوانی را سفر کردیم تا مرگ... ♡..نفهمیدیم دنبال چه هستیم... ♡..عجب آشفته بازاریست دنیا... ♡..عجب بیهوده تکراریست دنیا... ♡..میان آنچه باید باشد و نیست... ♡.. عجب فرسوده دیواریست دنیا... ♡..چه رنجی از محبت ها کشیدیم.... ♡..برهنه پا به تیغستان دویدیم... ♡..نگاهی آشنا در این همه چشم... ♡..ندیدیم و ندیدیم و ندیدیم...!!!!! ♡..سبک باران ساحل ها ندیدند... ♡..به دوش خستگان باریست دنیا.... ♡..مرا درموج حسرت ها رها کرد.... ♡..عجب یار وفاداریست دنیا... ♡..عجب خواب پریشانی ست دنیا... ♡..عجب آشفته بازاریست دنیا... ♡..عجب بیهوده تکراریست دنیا... ♡..میان آنچه باید باشد و نیست... ♡..عجب فرسوده دیواریست دنیا....
حسین
حسین
شب ها دردها به توان می رسند... و تواناتر از همیشه تاوان تمام روزهایی که با تو بی درد بودند را پس می گیرند! روزها هر چه این فکرهای به کمین را نادیده بگیرم آن ها به تیز کردن چاقوهایشان ادامه می دهند تا شب... و شب ها آنکه از همه تیزتر است در مشت تو برق می زند.
حسین
حسین
این شبها علی بر بالین فاطمه می نشیند بغض می کند از اینکه امشب شاید شب آخر باشد بغض می کند از کبودی ماه علی تا صبح نمی خوابد با هر گردش فاطمه در بستر هزار بار میمیرد می گوید فاطمه جان، ببین می توانی بمانی ؛ بمان! پس چه شد با علی همسفر ماندنت؟

آخرین بازدیدکنندگان

تبلیغات